فهرست نهایی بر پایه یک تصمیم استراتژیک

«ایران» وضعیت فنی تیم ملی فوتبال در آستانه شروع بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند

فهرست نهایی بر پایه یک تصمیم استراتژیک

ورزش

۱۴

با نزدیک شدن به مهلت نهایی اعلام فهرست ۲۶ نفره تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶، مسأله پیش روی کادر فنی، دیگر صرفاً گزینش چند نام از میان بازیکنان حاضر در اردو نیست، بلکه تصمیمی چندلایه و پیچیده درباره شکل و شمایل فنی تیمی است که باید در سطحی کاملاً متفاوت از رقابت‌های آسیایی به میدان برود.

ایران آنلاین:

سینا حسینی/  امیر قلعه‌نویی در شرایطی ناگزیر به جمع‌بندی نهایی شده که تیم ملی در ماه‌های گذشته هنوز به یک الگوی کاملاً تثبیت‌شده تاکتیکی نرسیده و این  موضوع، مستقیماً بر سرنوشت بازیکنان حاضر در فهرست اولیه سایه انداخته است. نوسان میان آرایش‌هایی مانند ۴-۲-۳-۱ و ۴-۳-۳ نشان داده که تیم در هر دو ساختار، بخشی از کارکرد ایده‌آل خود را از دست می‌دهد؛ در یک حالت، اتصال خطوط و خلق موقعیت، وابسته به یک بازی‌ساز مرکزی می‌شود و در حالت دیگر، فاصله خطوط و ضعف در پرسینگ از جلو، انسجام تیمی را کاهش می‌دهد. در چنین وضعیتی، انتخاب بازیکن دیگر صرفاً بر مبنای کیفیت فردی انجام نمی‌شود، بلکه میزان انطباق با نقش‌های چندگانه و توانایی اجرای وظایف ترکیبی به عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است.
در فاز دفاعی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها به نحوه بازگشت تیم پس از از دست دادن توپ بازمی‌گردد؛ جایی که کندی در انتقال به فاز دفاعی و آسیب‌پذیری در فضاهای کناری، بارها ساختار تیم را دچار اختلال کرده است. این مسأله بویژه در برابر تیم‌هایی که از سرعت در انتقال بهره می‌برند، می‌تواند به یک نقطه ضعف تعیین‌کننده بدل شود و به همین دلیل انتخاب مدافعان کناری به یکی از حساس‌ترین تصمیم‌های کادر فنی تبدیل شده است. در این میان، بازیکنانی که گرایش صرفاً هجومی دارند اما در جای‌گیری دفاعی یا پوشش فضا دچار ضعف هستند، بیش از سایرین در معرض خط خوردن قرار می‌گیرند، زیرا در سطح جام جهانی، کوچک‌ترین ناهماهنگی در این بخش می‌تواند به بهای از دست رفتن نتیجه تمام شود.
در خط میانی، اگرچه از نظر تعداد گزینه‌ها کمبودی وجود ندارد، اما مسأله اصلی به هم‌پوشانی ویژگی‌ها بازمی‌گردد؛ جایی که تعدد هافبک‌های با تمایل به بازی‌سازی از عقب، در غیاب یک بازیکن با توانایی بالای پوشش فضا، دوندگی مستمر و ایفای نقش باکس‌تو‌باکس، توازن تیم را بر هم زده است. در چنین شرایطی، احتمال کنار گذاشته شدن بازیکنانی که صرفاً در یک بعد از بازی برتری دارند افزایش می‌یابد، زیرا نیاز تیم بیش از هر زمان دیگری به بازیکنانی است که بتوانند در چند فاز مختلف بازی نقش‌آفرینی کنند و پیوند میان دفاع و حمله را به شکلی پویا برقرار سازند.
در فاز تهاجمی نیز وابستگی تیم به خلاقیت‌های فردی همچنان مشهود است و این مسأله در سطح رقابت‌های جام جهانی، یک ریسک جدی تلقی می‌شود. از این رو، معیار انتخاب مهاجمان و وینگرها به ‌ناچار فراتر از آمارهای فردی خواهد رفت و عواملی چون میزان مشارکت در پرس اولیه، تحرک بدون توپ و توانایی بازگشت به چرخه دفاعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بازیکنانی که صرفاً در یک‌سوم هجومی زمین تأثیرگذارند اما در سایر فازها نقش کمرنگی دارند، ممکن است جای خود را به نفراتی بدهند که کارکردی متعادل‌تر و چندوجهی‌تر ارائه می‌دهند.
در کنار تمامی این نکات فنی، مسأله صدور روادید به‌عنوان یک عامل بیرونی، معادلات کادر فنی را پیچیده‌تر از قبل کرده است؛ عاملی که می‌تواند حتی ترکیب‌های از پیش طراحی ‌شده را دستخوش تغییر و سرمربی را وادار کند در انتخاب‌های خود سناریوهای جایگزین متعددی را در نظر بگیرد. در چنین فضایی، ارزش بازیکنان چندپسته بیش از پیش نمایان می‌شود، چرا که محدودیت فهرست نهایی، نیاز به انعطاف‌پذیری تاکتیکی را افزایش داده و این احتمال را تقویت می‌کند که برخی از بازیکنان تخصصی، با وجود کیفیت فنی قابل قبول، از فهرست نهایی کنار گذاشته شوند.
بر این اساس، فهرست نهایی تیم ملی را باید بازتابی از یک تصمیم استراتژیک دانست؛ تصمیمی میان ساختن تیمی متکی بر کنترل بازی یا تیمی واکنشی با تمرکز بر انتقال‌های سریع. شواهد موجود نشان می‌دهد گرایش به یک الگوی ترکیبی در دستور کار قرار دارد، اما تحقق این هدف در گرو انتخاب دقیق مهره‌هایی است که بتوانند در چارچوبی منسجم، نقش‌های مکمل یکدیگر را ایفا کنند. از این رو، خط خوردن برخی نام‌های مطرح، نه یک شگفتی، بلکه پیامد طبیعی تلاشی است که برای رسیدن به تعادل تاکتیکی در بالاترین سطح فوتبال جهان صورت می‌گیرد.

 

جلال چراغپور، مربی اسبق تیم ملی فوتبال در گفت‌و‌گو با «ایران»:

بازی با نیوزیلند حکم «جعبه سیاه» دارد

 

مهری رنجبر / در آستانه رقابت‌های جام جهانی، تیم ملی فوتبال ایران با مجموعه‌ای از ابهامات و چالش‌ها روبه‌روست؛ از انتخاب ترکیب نهایی و ایجاد هماهنگی تاکتیکی گرفته تا رویارویی با حریفانی که از نظر سبک بازی و سطح کیفی، شرایط متفاوت و بالاتری دارند. در چنین فضایی، ارزیابی دقیق وضعیت تیم بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. به همین بهانه، به سراغ جلال چراغ‌پور رفتیم تا با نگاهی موشکافانه، ابعاد مختلف عملکرد تیم ملی را بررسی کرده و راهکارهای پیش‌روی امیر قلعه‌نویی برای تدوین فهرست نهایی را مورد ارزیابی قرار دهیم. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

 ارزیابی شما از دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال مقابل گامبیا و پیروزی ۳ بر یک چیست؟
نمایشی که بازیکنان ارائه دادند قابل قبول بود. به نظر می‌رسد ترکیب تیم از هماهنگی نسبی برخوردار بود و هارمونی مناسبی میان خطوط مختلف دیده می‌شد. از نظر نتیجه نیز، چه در تعداد گل‌ها و چه در خلق موقعیت‌های گلزنی، عملکرد تیم رضایت‌بخش ارزیابی می‌شود.

آیا می‌توان گفت دراین بازی، عیار واقعی تیم ملی برای حضور در جام جهانی مشخص شد؟
فوتبال ورزشی غیرقابل پیش‌بینی است و هر مسابقه شرایط خاص خود را دارد. ممکن است دو تیم در یک دیدار به نتیجه‌ای مانند ۲ بر صفر برسند، اما اگر همان بازی به‌دلیل عواملی مثل قطع برق یا بارندگی متوقف شود و ۲۴ ساعت بعد ادامه یابد، نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم بخورد. حتی در لیگ‌های معتبری مانند لیگ برتر انگلیس نیز می‌بینیم تیمی ۱۱برد و ۱۱ باخت دارد؛ این نشان‌دهنده ماهیت غیرقابل پیش‌بینی فوتبال است. عوامل متعددی خارج از کنترل، مانند قضاوت داور، محل دقیق ارسال یک کرنر، زمان‌بندی یک ضربه سر یا جای‌گیری دروازه‌بان، می‌توانند نتیجه را تعیین کنند؛ اتفاقاتی که شاید هرگز تکرار نشوند. درباره تیم ملی ایران نیز همین شرایط صدق می‌کند و نمی‌توان تنها بر اساس یک بازی، قضاوت نهایی داشت.

تا چه اندازه برگزاری بازی‌های تدارکاتی با تیم‌های هم‌سبک رقبا اهمیت دارد؟
در فوتبال روز دنیا، بسیاری از تیم‌ها تلاش می‌کنند پیش از رقابت‌های مهم، با حریفانی بازی کنند که از نظر سبک بازی به رقبای اصلی‌شان شباهت دارند. سبک بازی تیم‌ها نیز تحت تأثیر عواملی مانند شرایط آب‌وهوایی، ویژگی‌های منطقه‌ای، فیزیک بازیکنان و حتی سلیقه هواداران شکل می‌گیرد. تیم ملی ایران در حالی مقابل گامبیا به میدان رفت که این تیم از نظر سبک بازی شباهت چندانی به رقبای پیش‌رو، مانند بلژیک با بازیکنانی چون لوکاکو و دی‌بروینه، یا حتی تیم‌هایی مانند مصر و نیوزیلند ندارد. البته این انتقاد تا حدی وارد است، اما باید در نظر داشت که همین گزینه در دسترس بوده است. بنابراین، نمی‌توان به‌طور کامل خرده گرفت، هرچند از دیدگاه فنی، این دیدار بیشتر یک بازی تدارکاتی صرف بود و دستاورد تاکتیکی مشخصی در تطبیق سبک بازی به همراه نداشت.

 یعنی در چنین بازی‌هایی نباید به دنبال دستاورد مشخصی بود؟
در این‌گونه دیدارها الزاماً نباید به‌دنبال دستاورد فنی یا تاکتیکی مشخص بود. این مسابقه بیش از هر چیز برای ایجاد هماهنگی در تیم برگزار شد و صرفاً هدف این بود که تیم ملی مقابل گامبیا به میدان برود. اگر این تیم از نظر انگیزه در سطح بالایی برای رویارویی با ایران نباشد یا در زمره تیم‌های مطرح قرار نگیرد، طبیعی است که کیفیت رقابت نیز متفاوت باشد. در حالی‌که به زودی ، تیم ملی باید در بزرگ‌ترین رویداد فوتبال جهان به میدان برود؛ جایی که سطح انگیزه، کلاس بازی و نوع مواجهه تیم‌ها کاملاً متفاوت است و در نهایت به شخصیت تیم‌ها بازمی‌گردد.

با توجه به اینکه این ترکیب، تیم اصلی گامبیا نبود و در رده ۱۱۶ رنکینگ قرار دارد، آیا این مسائل بر میزان آمادگی تیم ملی تأثیر نمی‌گذارد؟
اگر قرار است برنامه‌ای برای آمادگی داشته باشیم، ابتدا باید مشخص کنیم برای چه هدفی آماده می‌شویم. به‌عنوان مثال، یک سرباز در پادگان لزوماً برای شرایط واقعی جنگ آماده نمی‌شود. در تعریف کلاسیک، سطح مسابقه، کیفیت حریف در بازی تدارکاتی و حتی ویژگی‌های فیزیکی و رفتاری بازیکنان اهمیت دارد. تفاوت‌هایی که میان بازیکنان از مناطق مختلف جهان-اعم از آسیایی، آفریقایی، اروپایی یا عرب-در واکنش‌ها، فیزیک بدنی و رفتارهای فوتبالی وجود دارد، قابل انکار نیست.
از سوی دیگر، جایگاه تیم‌ها در رنکینگ جهانی بر اساس نتایج شکل می‌گیرد و این نتایج نیز حاصل مجموعه‌ای از عوامل فنی مانند کیفیت پاس، دریافت توپ، بازی هوشمندانه، تصمیم‌گیری به‌موقع، دید وسیع در زمین و حضور بازیکنان در لیگ‌های معتبر جهان است. زمانی تیم ملی ایران از این مزیت برخوردار بود که با آغاز اردو، بازیکنانی مانند علی دایی، مهدی مهدوی‌کیا و مهدی پاشازاده از لیگ‌های معتبر اروپایی به تیم ملحق می‌شدند و به‌طور ناخودآگاه تفکر تاکتیکی مربیان باشگاهی خود را به تیم ملی منتقل می‌کردند. بازیکنی که شش ماه در سطح اول فوتبال اروپا بازی کرده، در نقش مهاجم مرکزی، سبک کلاسیک و باکیفیتی ارائه می‌دهد؛ این تفاوت قابل مقایسه با بازیکنی نیست که در لیگ‌های سطح پایین‌تر فعالیت داشته باشد. بنابراین، مجموعه این عوامل برعملکرد کادر فنی، از جمله امیر قلعه‌نویی، تأثیرگذار است، در حالی که او الزاماً نمی‌تواند بر کیفیت عناصر در اختیارش تأثیر مستقیم بگذارد.

مهم‌ترین استراتژی امیرقلعه‌نویی برای کسب نتیجه در سه بازی مرحله مقدماتی چه می‌تواند باشد؟
واقعیت این است که فوتبال ما، دست‌کم روی کاغذ، در سطحی بالاتر از تیم‌هایی مانند بلژیک قرار نمی‌گیرد؛ هرچند در فوتبال هیچ‌چیز قطعی نیست. با این حال، به نظر می‌رسد در دیدار با قهرمان آفریقا با چالش‌های جدی مواجه شویم؛ تیمی که هم از لژیونرهای متعدد در اروپا بهره می‌برد و هم در داخل کشورش بازیکنان باکیفیتی دارد. این تیم از نسلی جوان و مدرن برخوردار است؛ پرس شدید و «های‌پرس» انجام می‌دهد، در میانه میدان با حملات سریع و حتی در زمین خود نیز با بازپس‌گیری سریع توپ، ضدحمله‌های خطرناکی شکل می‌دهد. زمان بازپس‌گیری توپ در این تیم به حداقل رسیده و گاه در عرض دو تا سه ثانیه انجام می‌شود. همچنین دوندگی گروهی و هماهنگ-گاه با حضور هم‌زمان ۷ تا ۸ بازیکن-از ویژگی‌های بارز آنهاست.
در کنار این تیم، مصر نیز می‌تواند حریف دردسرسازی برای ما باشد. به نظر می‌رسد برای صعود به جمع ۳۲ تیم، احتمالاً باید به‌عنوان تیم سوم امیدوار باشیم و در این میان، دیدار مقابل نیوزیلند نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. با این حال، از آنجا که بازی اول ما برابر نیوزیلند برگزار می‌شود، شناخت دقیقی از این تیم و نقاط ضعف آن نداریم و از سوی دیگر، آنها نیز هنوز مسابقه‌ای انجام نداده‌اند؛ بنابراین این دیدار برای ما حکم «جعبه سیاه» را دارد. حتی اگر موفق به پیروزی شویم، ممکن است اختلاف گل کم، در سرنوشت صعود تأثیرگذار باشد. در مجموع، باید پذیرفت که در برابر تیم‌هایی مانند بلژیک و مصر، روی کاغذ برتری محسوسی نداریم.
با این اوصاف می‌توان گفت شرایط صعود تیم ملی بسیار دشوار است؟
شرایط، هم از نظر فنی و هم از دیدگاه استراتژیک برای فوتبال ما دشوار است؛ چراکه مسیر تیم ملی در جام جهانی با دیدار مقابل تیمی آغاز می‌شود که به‌ ظاهر ضعیف‌ترین تیم گروه است، اما خود این تیم چنین برداشتی ندارد؛ بویژه آنکه هنوز گلی دریافت نکرده و با اعتمادبه‌نفس وارد میدان می‌شود. اگر اولین بازی ما مقابل تیم‌هایی مانند بلژیک یا مصر بود و پس از آن به مصاف نیوزیلند می‌رفتیم، شرایط متفاوت می‌شد. از سوی دیگر، تیم‌هایی مانند مصر و بلژیک در دیدارهای ابتدایی خود با آرامش بیشتری بازی می‌کنند و معمولاً تمام توان خود را به نمایش نمی‌گذارند؛ این مسابقات اغلب کم‌حادثه‌تر و با فشار بدنی کمتر همراه است. در مقابل، دیدار ایران برابر نیوزیلند می‌تواند به مسابقه‌ای پرتنش و تعیین‌کننده تبدیل شود؛ دیداری که از همان ابتدا بار روانی و فنی بالایی بر دوش تیم ملی خواهد گذاشت.

موضوع ویزای بازیکنان تا چه حد می‌تواند برای سرمربی در انتخاب فهرست ۲۶ نفره چالش برانگیز  باشد؟
ماجرای ویزا شبیه معامله‌ای است که سند آن هنوز به نام فرد منتقل نشده؛ طبیعی است در چنین شرایطی، آرامش از بین می‌رود. اکنون نیز تیم ملی در موقعیتی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به یک مشاور مورد اعتماد نیاز دارد؛ فردی که هم بازیکنان و هم کادر فنی به حرف‌هایش اطمینان داشته باشند. در کنار این مسأله، نگرانی‌های دیگری هم وجود دارد. از جمله بحث شیوع بیماری‌هایی مانند ابولا که گفته می‌شود به مکزیک رسیده و احتمال ایجاد کانون شیوع وجود دارد؛ موضوعی که تیم باید نسبت به آن بسیار هوشیار باشد. با در نظر گرفتن همه این شرایط، شاید بتوان با قدری اغراق گفت حضور تیم ملی در جام جهانی چیزی شبیه «اعمال شاقه» است. مکزیک نیز کشوری است با شرایط خاص که می‌تواند نگرانی‌هایی از نظر امنیت و سلامت ایجاد کند. از یک‌ سو دغدغه‌های محیطی و از سوی دیگر احتمال ابتلا به بیماری و حتی قرنطینه، همه و همه باعث می‌شود این رقابت برای تیم ملی به تجربه‌ای دشوار تبدیل شود.

امیر قلعه‌نویی با چه راهکاری می‌تواند بهترین ترکیب ۲۶ نفره را انتخاب کند؟
فوتبال در گذر زمان، دهه به دهه دچار تحول و «پوست‌اندازی» می‌شود. این تغییرات را حتی در رفتار مربیان و نوع نگرش آنها نیز می‌بینیم؛ مربیانی که با نسل جدید سازگار نمی‌شوند، به‌تدریج کنار می‌روند. بازیکنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ برای مثال، بازیکنی مانند لواندوفسکی ممکن است در تیمی مانند بارسلونا یا تیم ملی کشورش ستاره باشد، اما در تیمی دیگر نقش محدودتری پیدا کند. به ‌عبارت دیگر، هر بازیکن یک دوره اوج دارد و پس از آن به‌تدریج از سطح اول فاصله می‌گیرد. در فوتبال ایران نیز همین اتفاق رخ داده است. به نظر می‌رسد نسل فعلی تیم ملی، مدت‌هاست از دوران اوج خود عبور کرده و این تیم در حدود یک دهه گذشته تغییر محسوسی نداشته است. در حالی ‌که فوتبال مدرن به سمت بازیکنان جوان‌تر، قدبلندتر، سریع‌تر و با تکنیک بالاتر حرکت کرده است؛ نمونه آن را می‌توان در بازیکنان جوانی مانند یامال در بارسلونا مشاهده کرد که نماد نسل جدید فوتبال هستند.

چرا این تغییر نسل در تیم ملی ایران رخ نداده است؟
دلایل این موضوع گسترده و چندلایه است و به ساختار آموزش فوتبال بازمی‌گردد؛ از شیوه تربیت مربی گرفته تا پرورش بازیکن. مشکل اصلی این است که ما تولید مستمر و به‌روز نداریم. وقتی مربیان جدید با دانش روز تربیت نمی‌شوند و مدرسان آموزشی نیز به‌روزرسانی نمی‌شوند -برای مثال وقتی مدرس ۷۷ ساله همچنان با متدهای ۲۵ تا ۳۰ سال قبل آموزش می‌دهد-طبیعی است که خروجی این سیستم نیز متناسب با فوتبال مدرن نخواهد بود. در چنین شرایطی، بازیکنانی که وارد چرخه ملی می‌شوند نیز محصول همان سیستم قدیمی هستند. نتیجه آن، شکل‌گیری تیمی با میانگین سنی بالا و وابسته به نسل گذشته است؛ تیمی که تغییر آن دشوار می‌شود، چرا که اعتماد به ساختارهای جدید شکل نگرفته است.

راهکار برون‌رفت از این وضعیت چیست؟
فوتبال ایران حدود ۲۵ سال است که در یک چرخه تکراری گرفتار شده است؛ از سیستم آموزشی و محتوای درسی گرفته تا خروجی کمیته آموزش. بسیاری از مربیان فعلی، متعلق به نسل فوتبال گذشته‌اند و همان الگوها را بازتولید می‌کنند. در نتیجه، فوتبال ما به‌تدریج ساده‌تر، کم‌کیفیت‌تر و دور از استانداردهای روز دنیا شده است. برای درک این فاصله، کافی است به فوتبال کشورهای پیشرو مانند آلمان، اسپانیا و بویژه انگلیس نگاه کنیم؛ حتی تیم‌های پایین جدول آنها نیز از نظر ساختاری و کیفی، قابل توجه هستند. راه‌حل، ایجاد تحول بنیادین در ساختار مدیریت و آموزش فوتبال است؛ از کمیته آموزش گرفته تا سطح مدیریت فدراسیون. حضور نسل جوان، تحصیلکرده و آشنا با فوتبال مدرن، می‌تواند آغازگر این تغییر باشد. هرچند در مقاطعی چنین ظرفیت‌هایی وجود داشته، اما به‌ دلایل مختلف کنار گذاشته شده‌اند.

 با در نظر گرفتن همه این شرایط، پیش‌بینی شما از عملکرد تیم ملی در مرحله مقدماتی جام جهانی چیست؟
به نظر من تیم ملی ایران از مرحله مقدماتی صعود خواهد کرد و به جمع ۳۲ تیم پایانی می‌رسد؛ مرحله‌ای که در واقع می‌توان گفت از آنجا جام جهانی «واقعی» آغاز می‌شود. افزایش تعداد تیم‌ها به ۴۸، بیشتر با هدف جهانی‌تر شدن این رقابت‌ها انجام شده است. بنابراین عبور از مرحله مقدماتی، شبیه همان مرحله‌ای است که در گذشته تیم‌ها را به محل برگزاری می‌بردند و تازه از آنجا رقابت جدی شروع می‌شد.

با توجه به مصدومیت روزبه چشمی و لزوم حذف چهار بازیکن از فهرست، به نظر شما کدام بازیکنان بیشتر در معرض کنار گذاشته شدن هستند؟
حذف بازیکن از فهرست نهایی، یک تصمیم کاملاً استراتژیک است و به‌طور مستقیم به سیستم بازی تیم بستگی دارد. وقتی سیستم مشخص می‌شود، نیازهای تیم نیز به ‌صورت دقیق‌تر تعریف می‌شود. برای مثال، اگر تیمی با آرایش ۱-۵-۴ یا ۱-۴-۵ بازی کند، طبیعتاً تنها به یک مهاجم نوک نیاز دارد و منطقی نیست که سه مهاجم در فهرست نهایی قرار بگیرند. در چنین شرایطی، انتخاب بازیکنان بر اساس «پست‌های مصرفی» انجام می‌شود؛ یعنی پست‌هایی که در طول مسابقات بیشتر در معرض فشار، خطا، مصدومیت یا محرومیت هستند. با مصدومیت روزبه چشمی که در پست هافبک دفاعی (شماره ۶) بازی می‌کند، اهمیت این موضوع بیشتر هم می‌شود. این پست به‌طور طبیعی یکی از پست‌های پرمصرف است؛ بازیکن این منطقه بیشتر درگیر نبردهای فیزیکی می‌شود، احتمال دریافت کارت زرد و قرمز برای او بالاتر است و فشار بازی نیز روی او زیاد است. از سوی دیگر، با سختگیری‌های داوری در فوتبال مدرن، این بازیکنان ناچارند محتاط‌‌‌تر بازی کنند تا از اخراج دور بمانند که خود بر عملکردشان تأثیر می‌گذارد. بنابراین کادر فنی با یک معادله پیچیده روبه‌رو است؛ باید بررسی کند کدام پست‌ها بیشترین ریسک را دارند و بر اساس آن، ترکیب نهایی را انتخاب کند. در چنین شرایطی، احتمال کنار گذاشته شدن بازیکنانی بیشتر است که در پست‌های کم‌مصرف‌تر بازی می‌کنند یا در سیستم مورد نظر نقش کمتری دارند.

 

باید نقاط ضعف را سریع‌تر برطرف کرد

مهدی پاشازاده؛ بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال

تیم ملی فوتبال ایران در آستانه رقابت‌های جام جهانی با چالش‌های فنی متعددی مواجه است که مهم‌ترین آنها در خط دفاعی نمود پیدا می‌کند. ناهماهنگی میان مدافعان، فقدان انسجام تاکتیکی و اشتباهات فردی، از جمله عواملی هستند که باعث می‌شوند تیم به‌راحتی موقعیت‌های گلزنی در اختیار رقبا قرار دهد. این مسأله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم بخش قابل توجهی از مدافعان فعلی، از آمادگی مسابقه‌ای کافی برخوردار نیستند؛ موضوعی که تا حد زیادی به تعطیلی یا وقفه در رقابت‌های لیگ برتر بازمی‌گردد. بازیکنی که در شرایط بازی قرار ندارد، به‌طور طبیعی از ریتم و تمرکز لازم برای حضور در سطح بین‌المللی فاصله  می‌گیرد.
از سوی دیگر، افزایش میانگین سنی تیم ملی نیز به یکی از دغدغه‌های جدی کادر فنی تبدیل شده است. اگرچه تجربه می‌تواند یک مزیت مهم باشد، اما در فوتبال مدرن، آمادگی بدنی و سرعت عمل نقش تعیین‌کننده‌تری دارند. مقایسه عملکرد بازیکنان بالای ۳۰ سال با بازیکنان جوان‌تر نشان می‌دهد که افت فیزیکی، در بسیاری از موارد، بر کارایی کلی تیم تأثیر منفی می‌گذارد. تجربه‌هایی مانند حضور موفق بازیکنی چون نادر محمدخانی در جام جهانی ۱۹۹۸، بیشتر استثنا هستند تا یک الگوی قابل تعمیم.
ریشه بخشی از مشکلات فعلی را باید در ساختار فوتبال پایه جست‌وجو کرد. ضعف در آموزش‌های بنیادی، تجاری شدن مدارس فوتبال و کاهش انگیزه‌های توسعه‌محور، موجب شده‌اند تا بازیکنان درک درستی از وظایف پستی و اصول تاکتیکی نداشته باشند. در این میان، کمبود مدافعان میانی باکیفیت به‌وضوح احساس می‌شود؛ مسأله‌ای که طی سال‌های اخیر به‌ دلیل نگاه نتیجه‌گرایانه در لیگ برتر تشدید شده است. مربیان باشگاهی ترجیح می‌دهند از بازیکنان باتجربه استفاده کنند و همین موضوع، فرصت رشد را از استعدادهای جوان سلب کرده است.
در مقابل، تیم ملی در فاز هجومی از وضعیت بهتری برخوردار است. حضور مهاجمان باتجربه و کارآمد، نقطه قوتی برای تیم محسوب می‌شود و در خط میانی نیز شرایط نسبتاً متعادل است. نبود یک هافبک توانمند در حمل توپ و انتقال سریع از دفاع به حمله، به‌عنوان یک خلأ تاکتیکی مطرح است.
در مجموع، اگرچه تیم ملی از نظر تهاجمی ظرفیت‌های قابل قبولی دارد، اما برای موفقیت در سطح جام جهانی نیازمند بازسازی جدی در ساختار دفاعی، جوان‌گرایی هدفمند و اصلاح روندهای آموزشی در فوتبال پایه است. بدون این اصلاحات، رقابت با تیم‌های سطح اول جهان با ریسک بالایی همراه خواهد بود.

 

حمید درخشان، مربی اسبق تیم ملی در گفت‌و‌گو با «ایران»:

از تصمیم‌های سرمربی حمایت کنیم

پریسا غفاری

پیشکسوت فوتبال ایران در آستانه آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ معتقد است: «شرایط تیم ما با رقبا متفاوت است. صعود کردن نیازمند استراتژی و برنامه‌ریزی دقیق است و با توجه به مشکلاتی که تیم ملی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، اگر در جام جهانی نتیجه بگیریم، بچه‌ها کار بزرگی انجام داده‌اند.»
حمید درخشان درباره وضعیت شاگردان امیر قلعه‌نویی برای حضور در بزرگ‌ترین رویداد فوتبال جهان می‌گوید: «امیدوارم کمپ مکزیک، اردویی باکیفیت و مفید برای تیم باشد تا اعضا به شرایط ایده‌آل برسند. جام‌جهانی تورنمنتی دشوار است که بهترین‌های جهان در آن حضور دارند و اینکه صرفاً با ذهنیت صعود، گمان کنیم به مرحله دوم خواهیم رسید، اشتباه است. باید واقع‌بین بود، چرا که شرایط ما بسیار  متفاوت است.»
او در ادامه به شانس موفقیت تیم ملی در دیدار با بلژیک، مصر و نیوزیلند نیز اشاره می‌کند: «تیمی که هنوز مشکل ویزا دارد، چگونه می‌تواند فقط بر کار فنی تیمی تمرکز کند؟ از سوی دیگر، بازی‌های درون‌تیمی و دیدار مقابل گامبیا، معیار مناسبی برای سنجش توانایی‌ها نبود و بیشتر در جهت هماهنگی بازیکنان و مرور تاکتیک‌ها برگزار شد. تیمی که در رده ۱۱۶ جهان قرار دارد، فشار چندانی به ما وارد نکرد تا نقاط ضعف‌مان نمایان شود. بنابراین تنها راهکار کادر فنی، انجام آنالیز دقیق از تیم‌های همگروه است تا بتوانیم نقاط قوت آنها را مهار کرده و از ضعف‌هایشان بهره ببریم. تیمی که به دنبال موفقیت در چنین رویداد بزرگی است، باید از استراتژی قدرتمندی برخوردار باشد. امیدوارم بازیکنان نیز نهایت تلاش خود را برای ارائه نمایشی قابل قبول به کار بگیرند.»
درخشان درباره ترکیب ایده‌آل تیم ملی نیز می‌گوید: «امیر قلعه‌نویی سرمربی تیم ملی است و بهترین فرد برای تصمیم‌گیری درباره انتخاب بازیکنان محسوب می‌شود؛ تصمیمی که باید به آن احترام گذاشت. شاید انتقادات زیادی نسبت به دعوت برخی بازیکنان وجود داشته باشد، اما این سرمربی است که بر اساس اهداف خود، تصمیم نهایی را می‌گیرد. امیدوارم بازیکنان منتخب نیز به بهترین شکل در مسیر موفقیت تیم گام بردارند. بیایید با اظهارنظرهای متعدد، تمرکز کادر فنی و بازیکنان را بر هم نزنیم. در عین حال، بازیکنانی که از فهرست خط می‌خورند باید این واقعیت فوتبال را بپذیرند و برای آینده‌ای بهتر، تلاش بیشتری کنند تا از رقبا پیشی بگیرند. زندگی همواره میدان رقابت و مبارزه است.»


انتهای پیام/